بسم رب الحسین
از جاده می گذشتم
نوشته بود کربلا ؟؟؟ کیلومتر
در دلم گفتم:
السلام علیک یا ابا عبدالله
...
با خود گفتم: آقا... غرض عرض ادبی بود....
(من کجا و قصد حرم و کوی تو کجا؟)
هر دم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است
این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است
فرمانده عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه مروساده ترین راه حسین است
ازمردم گمراه جهان راه مجویید
نزدیک ترین راه به الله حسین است
به یاد محرّم
(کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلا)
===================
خدا رو شکر محرّمتو، دیدم دوباره آقا جون
نَمُردمو دیدم که چشام بارون میباره آقا جون
دَربدَرِ کوچه نشین، دوباره مهمون توئه
تموم قصه همینه، دلم پریشون توئه
دلم مثل برگ گلی که خشک و بی رنگه آقا
فقط میخوام گریه کنم، دلم برات تنگه آقا
وقتی میام خونه ی تو، اسممو از یاد می برم
حس میکنم نگام می کنی، وقتی میسوزه جگرم
رسیده اون شبهایی که به نوکرات سر میزنی
کاشکی یه بار جلوه کنی، شبی که نزدیک منی
آب حیاته به خدا، تموم روضه های تو
مرحله ی آخر عشق: سینه زدن برای تو
گذاشتی منّت به سَرَم، اجازه دادی که بیام
بذار بمونم تا ابد، عالَمو بی تو نمی خوام
آتیش سینه ام میرسه، به دریای چشم تَرَم
کارِ منو یکسَره کن، یک ساله که منتظرم
دوباره انگار که یکی میون این قلب منه
روضه ی عبّاس می خونه، دلم رو آتیش میزنه
حقیر از طرف وبلاگ پوتین خاکی (رها) دعوت به موج وبلاگی شدم با عنوان « نامه ای به مسیح » هر چه کردم حس نوشتن نبود. تصمیم گرفتم خلاصه و مختصر خطاب به حضرت مسیح (علیه و علی نبینا و آله السلام) نامه مانندی بنگارم اگر قبول حضرت حق افتد انشاءالله:
سلام بر روح الله عیسی ابن مریم
حضرت عیسی مسیح شما در این اوضاع و همیشه طرف ما مسلمانان بوده اید و این از اینجا پیداست که شما در رکاب حضرت صاحب الامر(عج) و بعنوان وزیر ایشان در عصر ظهور شمشیر خواهید زد. پس من از شما دعوت می کنم که در این موج وبلاگی شرکت کنید و پاسخی دهید به کسانی که به نام پیروی از شما به پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) اهانت روا داشته اند. والسلام
از همه و همه دوستان و نیز دوستانم صاحبان وبلاگهای پنجره، عاشق پرهیزگار است و پوتین خاکی دعوت میکنم که در این موج وبلاگی جدید با عنوان « نامه ای از مسیح » شرکت کنند. بنا را بر این می گذاریم که حضرت عیسی روح الله نامه ها را خوانده و اکنون جوابی میدهند.
یا بقیة الله
شروع حرکت وبلاگی با اسم رمز «یا زهرا (سلام الله علیها) ام ابیها».....
(شاید مسیح اینگونه می نوشت:)
ای پیروان من و ای کسانی که می گویید ما پیرو آئین مسیحیت هستیم با اندکی تفکر و اندیشه در خواهید یافت که توهین به پیامبران الهی و ادیان الهی از طرف هیچ کس درست به نظر نمی رسد چه برسد به کسانی که خود را از پیروان ادیان الهی می دانند. مگر در تعالیم مسیح چنین چیزی یافته اید که طبق آن عمل کنید؟ پس اگر واقعاً پیرو هستید چنین عمل نکنید و از عاملان این فتنه دشمنان خدا و ادیان الهی دوری کنید باشد که خدا از شما خوشنود شود..... (شاید مسیح اینگونه می نوشت!)
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
البته اجباری نیست اگر خواهان بودید و دوست داشتید بنویسید. در ضمن سزای اهانت به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله وسلم) را در قالب نمونه ای (یک مشت از هزاران مورد) به عرض می رسانم باشد که هتاکان به ساحت معصومین(علیم السلام) درس بگیرند:
(نقل این مطلب از سایت ولاء: ).... من این ماجرا را از زبان برادران و خواهرانی که در عراق بودند و این صحنه را خودشان دیدند یا با یک واسطه شنیدهاند عرض میکنم) صدام سه تا داماد داشت که هر سه با هم برادر بودند و همه آنها را کشت. (کسانی که به کربلا رفتهاند، آثار گلولههایی را بر حرم سیدالشهدا(ع) میبینند که اثر جنایت داماد صدام است) داماد صدام جلوی حرم روی تانکی ایستاده بود و خطاب به حضرت سیدالشهدا(ع) گفته بود تو حسینی من هم حسین هستم حالا بجنگ تا بجنگیم، دستور داده بود که با تانک به دیوار حرم شلیک کنند، بخشی از حرم را تخریب کرده بود بعد سربازان هم به داخل حرم رفته بودند و مردم را به رگبار بستند، آثار گلولهها هنوز به در و دیوار حرم است. بعد از این ماجرا، تمام کسانی که در این قتل عام شرکت داشتند فقط صدای سگ میدادند تا آنجا که صدام چند تا از روانشناسان و پرستاران را مأمور محافظت از اینها کرده بود این روانشناسان و پرستاران هم روانی شده بودند. تنها کسی که سالم ماند همین داماد صدام، حسین کامل حسن بود. همه فکر میکردند که قرار است چه بلایی بر سر او بیاید؟ یک ماه گذشت، بعد از یک ماه به دلش افتاد که بر علیه صدام کودتا کند به اردن فرار کرد و اعلام کرد که ما علیه صدام کودتا میکنیم و حکومت صدام هم باید برود. دو سه روز هم خبرش داغ بود و بعد هم فراموش شد و اوضاع آرام وعادی شد. صدام هم که موقعیت شناس بود اعلام کرد اگر برگردید من شما را میپذیرم. داماد صدام هم فریب خورد و برگشت، صدام اولین کار که کرد بچه حسین کامل حسن که نوه خودش بود را جلوی او سر برید و بعد هم دستور داده بود که زنده پای او را به یکی از خودروهای ارتشی بسته و از صبح تا عصر دور بغداد او را بکشند. یکی از این عراقی ها که یکی از دوستان از او نقل قول کردند، میگفت من عصر به بغداد رسیدم تا ببینم چه خبر است در یکی از خیابانها دیدم هنوز جنازهاش را میکشند و فقط اسکلتش مانده بود. این گونه خدا ظالمی را بر ظالم دیگری مسلط میکند. در یک روایت میگوید: «الظالِم سیفی»؛ ظالم شمشیر من است؛«بِهِ انتقم»؛ با او انتقام از ظالم دیگر میگیرم؛ «و منه انتقم»؛ و از او هم انتقام میگیرم؛
صلوات :
صلوات نشانه محبت به حبیب خداست .
صلوات باعث تقرب به خدا و رسول خدا می شود .
صلوات موجب شفاعت است .
با صلوات حاجات برآورده می شود .
صلوات باعث آمرزش گناهان می شود .
صلوات موجب عافیت و شفای امراض می شود .
صلوات حافظه را تقویت می کند .
صلوات موجب توانگری است .
صلوات موجب روشنایی قبر و قیامت است .
صلوات باعث آمدن پیامبر موقع مرگ است .
صلوات نور صراط است .
صلوات باعث نجات از آتش جهنم و داخل شدن در بهشت است .
فضایل صلوات در روایات ائمه ی اطهار :
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله و سلم ) فرمودند :
« هر کس صد بار بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و اله و سلم ) صلوات بفرستد، خداوند صد حاجت او را بر آورده می سازد . »
حضرت علی ( علیه السلام ) می فرمایند :
« هیچ دعائی به آسمان نمی رسد مگر اینکه دعا کننده بر محمد و آل او صلوات بفرستد . »
منبع : کتاب خواص شگفت انگیز صلوات
هارون مکّی از یاران امام جعفر صادق (علیه السلام)
داستان زیر هیچوقت برایم کهنه و تکراری نمی شود... داستان به این شرح است (هدیه ای به تمام دوستان):
((سهل خراسانی)) به حضور امام صادق علیه السلام آمد و از روی اعتراض گفت: چرا با اینکه حق با تو است نشسته ای و قیام نمی کنی. حال صد هزار نفر از شیعیان تو هستند که به فرمان تو شمشیر را از نیام بر می کشند، و با دشمن تو خواهد جنگید.
امام برای اینکه عملا جواب او را داده باشد، دستور داد، تئوری را آتش کنند، و سپس به سهل فرمود: برخیز و در میان شعله های آتش تنور بنشین.
سهل گفت ای آقای من، مرا در آتش مسوزان، حرفم را پس گرفتم، شما نیز از سخنتان بگذرید، خداوند به شما لطف و مرحمت کند.
در همین میان یکی از یاران راستین امام صادق علیه السلام به نام هارون مکی به حضور امام رسید امام به او فرمود: کفشت را به کنار بینداز و در میان آتش تنور بنشین، او همین کار را بی درنگ انجام داد و در میان آتش تنور نشست. امام متوجه سهل شد و از اخبار خراسان برای او مطالبی فرمود: گوئی خودش از نزدیک در خراسان ناظر اوضاع آن سامان بوده است.
سپس به سهل فرمود: برخیز به تنور بنگر، چون سهل به تنور نگاه کرد، دید هارون مکی چهار زانو در میان آتش نشسته است.
امام فرمود: در خراسان چند نفر مثل این شخص وجود دارد؟ عرض کرد: سوگند به خدا حتی یک نفر در خراسان، مثل این شخص وجود ندارد.
فرمود: من خروج و قیام نمی کنم در زمانی که (حتی) پنج نفر یار راستین برای ما پیدا نشود، ما به وقت قیام آگاه تر هستیم.
کاش می شد خود را با این یاران ائمه (علیهم السلام) مقایسه کنیم و به خودمان نمره بدهیم. فکرش را بکنید اگر در آن موقعیت ما بجای هارون مکی بودیم چه رفتاری داشتیم؟ (گزینه های این سؤال چهار جوابی عبارتند از: 1- مانند هارون مکی اطاعت از دستور امام می کردیم. 2- می گفتیم که تنور داغ است و خطر دارد. 3- می گفتیم برای چه؟! 4- گزینه 2و3 صحیح می باشند)... جواب این سؤال را می توانید در قسمت نظرات بدهید. برای کسانی که جواب درست بدهند جایزه ای تعلق نمی گیرد و فقط برای ایشان آرزوی موفقیت و سعادت دارم.
نماز اولیاءالله و سجده های ایشان بر حضرت حق تعالی
در طریق اساتید آیت الله کشمیری ، سجده یکی از ارکان بندگی و توحید است. معمولا" سفارش ایشان به ذکر سجده بود و می فرمودند:
ائمه سجده ها داشتند، یکی سجده حضرت موسی بن جعفر علیه السلام « عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک» بسیار عالی است و دیگر ذکر یونسیه آن هم بعد از نماز عشاء تا به آخر شب،چون شیطان بر آدم سجده نکرد، و بدبخت شد، از سجده خوشش نمی آید و سالک لازم است آن را ترک نکند.
از عیال آخوند ملا حسینقلی همدانی بعد از فوتش سئوال کردند شما از آخوند چه دیدید؟
گفت: ایشان همیشه در سجده بود.
وقتی آقا سید احمد کربلائی استاد آقای قاضی فرزند جوانش فوت کرد ایشان در سرداب منزل در سجده بودند بعد سر از سجده برداشت و سر قبر پسرش آمد.
آیت الله کشمیری فرمود:
« آقای قاضی سجده های طولانی داشت و معمولاً قبل از خواب، « مسبّحات» را تلاوت می فرمود و برای روشنایی قلب، هفتاد مرتبه استغفار بعد از نماز ظهر و عصر را تجویز می کرد. »
آیت الله کشمیری می فرمود:
« در ایامی که در نجف خدمت مرحوم قاضی مشرف می شدم گاهی به منزلشان که می رفتم می دیدم ایشان در سجده هستند و آن قدر سجده ایشان طولانی بود که من خسته شده و از منزل بیرون می آمدم! »
نماز
آری و سرانجام چهل سال استقامت در بندگی و ثبات در عاشقی، چهل سال تنها به دنبال خودِ خدا بودن و به دنبال کشف و کرامت نگشتن، او را تنها به خود معشوق می رساند چرا که شنیده است:
« ألیس الله بکافٌ عبده:
و مگر خدا خود برای بنده اش کافی نیست! سوره زمر آیه 36. »
آیت الله نجابت به نقل از ایشان می گوید:
« فقر و بی پولی و اولاد زیاد همواره به من فشار می آورد اما هنگامی که سر نماز می ایستم خداوند تبارک و تعالی لذت عبودیت را به قسمی به بنده می فهماند که قریب به یک ساعت نمازم طول می کشد و پس از نماز فکر می کنم این لذت عبودیت در نشئه بعدی به نحوی که عبودیت و ربوبیت حفظ شود آیا نصیبمان می شود یا نه؟! »
و راستی که چه زیباست این نجوای سیدالساجدین، زین العابدین(ع) و چه درست می آید در مورد این بزرگان:
« إلهی بک هامت القلوب الوالهه و علی معرفتک جمعت العقول المتباینه فلا تطمئن القلوب إلا بذکرک و لا تسکن النفوس إلا عند رؤیاک:
خدایا چه دل های سرگشته و قلب های بی تاب که شیفته و دیوانه تو شد و چه عقل ها که معرفت تو را گرد هم آورد و راه به جائی نبرد، مگر این دل ها جز به یاد تو آرام می شوند و مگر این جان های بی قرار جز لحظه دیدار تو آرام و قرار می گیرند؟! »
آیت الله قاضی می گوید:
« گاهی طلبکار به در منزل می آید و در خانه چیزی نیست تا بدهم. از هر طرفی در فشارم، ولی در نماز به برکت خود خدا مثل این که نه زن دارم و نه بچه و نه قرضی؛ مشغول نماز که می شوم آهنگ افلاک را می شنوم. از خدا خواسته ام که این سماع را از من برندارد. »
از آیت الله نجابت نقل شده که:
« این تازه احوالات ایشان در اواسط راه و بدایات بوده، والا در نهایات که بسیار برتر است. »
و او نه تنها از دنیا و مردم آن منقطع است که از آخرت هم چشم پوشیده و به شاگردان خود نیز می گوید:
« در حال نماز یا ذکر و عبادت در برابر زیبای مطلق و جمال جمیل الهی هر چه دیدید و شنیدید، شما را مشغول نکند و مبادا به بهانه بهشت از بهشت آفرین غافل شوید. »
و شاگردی چون علامه در این سیره توحیدی پرورش می یابد که می گوید:
« روزی من در مسجد کوفه نشسته بودم و مشغول ذکر بودم. در آن بین یک حوریه بهشتی از طرف راست من آمد و یک جام شراب بهشتی در دست داشت و برای من آورده بود و خود را به من ارائه می نمود. همین که خواستم به او توجه کنم، ناگهان یاد حرف استاد افتادم و لذا چشم پوشیده و توجهی نکردم.
آن حوریه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را تعارف کرد. من نیز توجهی ننمودم و روی خود را برگرداندم و آن حوریه رنجیده شد و رفت. »
از مرحوم سید هاشم رضوی نیز نقل شده است:
« ایشان فرزندی داشتند که خیلی مورد علاقه شان بود و با حادثه برق گرفتگی از دنیا رفت. در آن روزهای غم انگیز به خدمتشان شرف یاب شدم تا عرض تسلیتی کرده باشم. اولاً فرمودند:
آن بچه تا الان نزد من بود شما که آمدید او رفت.
و سپس در خلال عرض تسلیت فرمودند:
تمام همّ و غمّ دنیا در نزد ما تا اول الله اکبر نماز است. »
می فرمود:
« دو سه روز است در این فکرم که اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانیم چه بکنیم؟! »
البته ایشان با آن همه توجه و عشق به نماز آنقدر مبادی آداب است که وقتی در منزل مهمان دارد برای خواندن نماز اول وقتش از او اجازه می گیرد.
وقتی به او می گویند:
تو و اینهمه اهل و عیا ل و خرج زیاد و بی پولی؟!
می گوید:
« این حال را دوست دارم. در مقابل آن غنای مطلق باید فقیرترین باشم، وقتی پول ندارم احساس نیاز بیشتری به خدا می کنم و التفاتم به خدا بیشتر می شود و در آن حال با خود می اندیشم آیا این لذایذی که از نماز نصیبم می شود، در برزخ هم نصیبم می شود. »
شبی تمام در سجده ًحسن حسن ً می گوید و وقتی از او می پرسند که چرا چنین می گویید، پاسخ می دهد:
« خداوند به من فرزندی داده است که دیدم خیلی تسلیم است من هم گفتم در سجده حسن حسن بگویم تا خدا به من هم مثل او سلم بدهد. »
تنها چیزی که می تواند از اسرار نماز برای دیگران بگوید این است:
« اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان می ماند. »
دائم الوضو بودن
خود ایشان می گوید:
« 20 سال تمام است که وضو دارم و بی وضو نبوده ام، الا حین تجدید وضو و نخوابیدم مگر با طهارت آبی. »
------------
برگرفته از زندگینامه آیت الله سید علی قاضی (ره) و سید عبدالکریم کشمیری(ره)
|
اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى کنم! |
|
مرحوم شیخ مرتضى(1) در مدرسه، شب ها بیدار مى شد، و شب هاى ماه رمضان چند ساعت مشغول خواندن قرآن مى شد و دورِ مدرسه راه مى رفت و با صداى خوش، قرآن و اشعار مثنوى و بابا طاهر را با گریه و زارى مى خواند، و روز که مى شد، گوشه اى مشغول تدریس مى شد. و هنگامى که درس نمى گفت، ساکت مى نشست به گونه اى که گویا آن شخص دیشبى نیست. ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ 1. مقصود، مرحوم شیخ مرتضى طالقانى ـ رحمه اللّه ـ (1274 ـ 1363)، مشهور و معروف در نجف است، که در مدرسه ى آقا سیّد محمّد کاظم یزدى ـ رحمه اللّه ـ حجره داشته و تا آخر عمر ازدواج نکرد و حدود 90 سال عمر نمود. نقل از سایت اطلاع رسانی آیت الله بهجت(حفظه الله) |
|
اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى کنم! |
|
مرحوم شیخ مرتضى(1) در مدرسه، شب ها بیدار مى شد، و شب هاى ماه رمضان چند ساعت مشغول خواندن قرآن مى شد و دورِ مدرسه راه مى رفت و با صداى خوش، قرآن و اشعار مثنوى و بابا طاهر را با گریه و زارى مى خواند، و روز که مى شد، گوشه اى مشغول تدریس مى شد. و هنگامى که درس نمى گفت، ساکت مى نشست به گونه اى که گویا آن شخص دیشبى نیست. ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ 1. مقصود، مرحوم شیخ مرتضى طالقانى ـ رحمه اللّه ـ (1274 ـ 1363)، مشهور و معروف در نجف است، که در مدرسه ى آقا سیّد محمّد کاظم یزدى ـ رحمه اللّه ـ حجره داشته و تا آخر عمر ازدواج نکرد و حدود 90 سال عمر نمود. نقل از سایت اطلاع رسانی آیت الله بهجت(حفظه الله) |

شهادت امام علی ابن موسی الرضا را به پیشگاه امام زمان حضرت حجت ابن الحسن العسکری بقیة الله الاعظم و شیعیان و محبان خاندان رسالت تسلیت عرض می نمایم.
امام رضا علیهالسلام: (نقل از سایت روزهای عاشقی)
أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصداً یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمناً یعبدک لایشرک بک شیئاً ولاتجعل لأحد من خلقک على ولیّک سلطاناً وائذن له فى جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنى من أنصاره إنّک على کلّ شىء قدیر.
خداوندا! [امور] بنده و جانشین ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردى؛
او را با فرشتگانت دربر گیر و با روح القدس از جانب خودت یارى کن؛
در پشت سر و پیش روى نگهبانانى قرار ده که او را از بدى درامان دارند؛
بیم و نگرانى او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسى را براى تو شریک نگیرد؛
هیچیک از آفریدگانت را بر ولىّ ات مسلط مساز؛
اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده؛
چرا که تو بر همه چیز توانایى.
ضریح شاه کَرَم
=================
رحلت جانسوز نبی اکرم پیامبر رحمت و مهربانی محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام و همچنین امام رضا علیه السلام بر تمامی مسلمین و مسلمات و مومنین و مومنات جهان تسلیت باد.
حسن بُعد دیگر منشور فاطمه است.
حسن شیر صبر از جان مادر نوش کرده است.
حسن بلوغ بردبارى فاطمه است. پارههاى سرخ جگر فاطمه است که بر طشت مىریزد.
حسن در تداوم سکوت على و مظلومیت فاطمه است که صبر مىکند.
حسن از مادر آموخته است که جز به مصلحت اسلام نیندیشد.
حسن از مادر آموخته است که چگونه تخم انقلاب بنشاند.
حسن «استعد لسفرک» را از دستهاى مادر به ارمغان گرفته است.
حسن خروش در مقابل پسران طلقا را طنین از فریاد مادر گرفته است.
حسن از مادر آموخته است که حتى در دعا و استغفار هم «الجار ثمالدار» را در نظر داشته باشد.
حسن به استدلال «امامتنا امانا من الفرقه» فاطمه است که امام است و براى «نظاما للمله» است که طاعت مىطلبد.
سید مهدی شجاعی
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه
حرم برای تو شه کرم می سازه
آخر برات یه گند طلا می سازیم
شبیه گنبد امام رضا می سازیم
سر مزارت ضریح طلا می سازیم
مثل ضریح شش گوشه بهش می نازیم
سقا خونه بنا کنیم با شور واحساس
سر قبر ام البنین بیاد عباس
دخیل می بندیم و می گیم بر تو اسیریم
حسن حسن می گیم واز عشقت می میریم
به کوری عایشه و دشمن حیدر
بقیع تو آباد می شه گل پیمبر
آقا می یاد و می گیره طقاس زهرا
بقیع تو آباد می شه به جان مولا
(((((((((((((((())))))))))))))))

وای ز سوز جگر مجتبی وفات پیغمبر و قتل رضا
خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا
خدایا در لحظه های سخت و گره های کور به تو متوجه می شدم و می گفتم خدایا اگر چنین شود چنان می کنم... عوض می شوم... دگرگونه می شوم... من نه آن می شوم که اکنون هستم! و ... ولی وقتی مشکل رفع می شد، آنگاه که خرم از پل می گذشت تو را فراموش می کردم یا غفلت و کوتاهی می کردم یا عهد خود را از یاد می بردم.
اکنون هم کم و بیش چنینم. چکنم؟! دستم گیرم که دستگیر تویی و من ضعیف و ذلیل و مسکین و مستکینم در پیشگاه تو ای بی نهایت و ای اله لایزال من.
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
دوای قلبهای شکسته: 
قیمت : بسیار ارزان
ارزش : بسیار بالا
محل عرضه: همه جا
®®®®®®®
چند نکته از بیانات حضرت آیت الله بهجت(حفظه الله تعالی):
کار به جایى رسیده که در ابتلائات هم حال دعا کردن نداریم.
=================
توبه نمى کنیم چون خود را بد نمى دانیم!
حوادثى که اتفاق مى افتد، نتیجه ى کارهاى ماست که بر سر ما مى آید: «وَ مَآ أَصَـبَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» (1) هر مصیبتى به شما مى رسد، به واسطه ى اعمال شما است.
آیا نباید به فکر باشیم و از گناهان گذشته که باعث این همه بلاها و مصیبت ها شده است، توبه کنیم؟ ولى ما توبه نمى کنیم، چون کارهاى خود را بد نمى دانیم، و به خود و کارهاى خود خوش بین هستیم!
آیا در این حوادث و گرفتارى ها که از هزار سال پیش به ما خبر داده اند، نباید شرح صدر پیدا کنیم و همان طور که دستور داده اند باشیم؟! که فرموده اند: «تَمسَّکُوا بِالاْءَمْرِ الاْءَوَّلِ.»(2) به دستور اول تمسّک بجویید [و عمل کنید.] یعنى این که به یقینیات اعتقاد داشته باشیم و به واضحات و ضروریات دینى عمل کنیم، و در موارد شک و تردید احتیاط نماییم. و نیز در مثل این زمانه که اهل ایمان به بلاهاى فراوان مبتلا هستند، چنان که دستور داده اند، دعاى فرج را زیاد بخوانیم.
1. سوره ى شورى، آیه ى 30.
2. بحارالانوار، ج 52، ص 133؛ الغیبة نعمانى، ص 159.
یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهور الحجّة
ای صاحب نظر، نظر یادت نره!
چهل روز گذشت...
چهل روز گذشت ولی « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا »
ای حسین
همیشه در دلهای ما جا داری
آتش عشقت شعله ای هم در دل کوچک ما دارد... که آتش می زند بر هستی ما... حسین حرارت عشق در تو در قلبهای ما به ما آرامش می دهد. در اربعین تو به یادت می نشینیم.
حسین تو راه تکامل را به ما یاد دادی و صراط مستقیم را رهنمون شدی.
حسین ما را تربیت الهی کن. ما حیرانیم و می خواهیم تحت لوای تو به رشد و تکامل و تربیت الهی برسیم.
اربعین حسینی را به همه هواداران کویش و همه عشاق سوخته اش تسلیت عرض می نمایم.
از خدا می خواهیم که به حق حسین(علیه السلام) ما را اصلاح کند که اصلاح نفس موهبتی است عظیم. در سایه تربیت نفس است که گرمی اشک ریختن بر حسین را هم در صورت ظاهر خود و هم در باطن خود می توانیم حس کنیم.
این مصیبت جانسوز را به حضرت بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء تسلیت عرض می کنم. آقا تسلیت ما را پذیرا باشید.
یا سید الشهدا(ع)
در ادامه مطلبی در مورد شعر عنایتی سروده شده بمناسبت واقعه عاشورای حسینی توسط استاد مجاهدی (پروانه) از دوستان شیخ جعفر آقای
مجتهدی همراه با داستان آن تقدیم می دارم: (تقاضا دارم تا آخر بخوانید و با دقت هم مطالعه فرمایید این چهل بیتی را.)
التمااااااااااااااااااااااااااااااااس دعا.
داستان و شعر عاشورایی
عنوان: عرض ارادت شما را پذیرفتهاند!
جناب مجاهدی می فرمودند :
سال هاست این توفیق را دارم که در روز تاسوعا و یا عاشورا به سبک عمان سامانی مرثیه سرایی کنم و ارادت دیر پای خود را نسبت به سالار شهیدان و سایر شهدای کربلا ابراز دارم. تاسوعای آن سال نیز پس از شرکت در مراسم عزاداری و مراجعت به خانه، مرثیه منظومی را در قالب مثنوی تقدیم مولی الکونین، ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) کردم و ساعتها با قرائت همان مرثیه در خلوت خود به عزاداری سرگرم شدم.
چند روزی که گذشت یکی از دوستان صمیمی به دیدن من آمد و گفت: ادامه مطلب...
بشنوید... بسوزید... نوحه " تنهاترین چشم گریان "
مداح : حاج محمود کریمی
دلخون تر از ابر و طوفان/ غمگین تر از باد و باران/ مانده به راه برادر/ تنهاترین چشم گریان
من زینبم ، زینبم من ...
یادم نرفته نباید/ دل از من و نیزه ها برد/ افتاد در پیش طفلت/ سنگی که کنج لبت خورد
آه ای سفرکرده بازآ / بازآ و بنگر دوباره/ این مرگ تدریجی من/ جان دادن بی شماره
یادم نرفته که عباس/ در اضطرابم نیامد/ من ماندم و ناقه غم/ اما رکابم نیامد
دانلود این نوحه سوزناک باصدای حاج محمود کریمی
الإمام الصادق(ع):
و الذی نَفسِی بِیَدِه، إنّ فی الأرضِ فی أطرافِها مُؤمنینَ، ما قَدرُ الدُنیا کُلُّها عِندَهم تَعدِلُ جَناحَ بَعوضَةٍ، و لَو أنّ الدُنیا بجَمیعِ ما فِیها و عَلیها ذَهبةٌ حَمراءُ على عُنُقِ أحَدِهم ثمّ سَقَطَ مِن عُنقة ما شَعَر بها أیَّ شی ءٍ کانَ على عُنُقِه، و لا أیَّ شَی ءٍ سَقَطَ مِنه لِهَوانِها عَلیهم. فهُمُ الحَفِیُّ (الخَفِیُّ خ ل) عَیشُهم، المَنتقِلَةُ دِیارُهُم مِن أرضٍ إلى أرضٍ، لخمیصةُ بُطونُهم مِن الصیامِ، الذَبِلَةُ شِفاهُهُم من التَسبِیحِ، العمشُ (21) العیونِ مِن البُکاءِ، الصُفْرُ الوُجوهِ من السَهرِ، فذلک سِیماهُم مَثَلاً ضَرَبَه اللَّهُ مَثَلاً فی الإنجیلِ لَهم و فی التَوراةِ و الفُرقانِ و الزَبورِ و الصُحُفِ الاُولى ، وصَفَهم فقال: (سِیماهُم فِی وُجُوهِهِم مِنْ أثَرِ السُجُودِ ذلِک مَثَلُهُم فی التّوراةِ وَ مَثَلُهُم فی الإنْجِیلِ) (22) عنى بذلکَ صُفرةَ وُجوهِهم مِن سَهَرِ اللیلِ، هُمُ البَرَرةُ بالإخوانِ فی حالِ الیُسرِ و العُسْرِ، المُؤثِرونَ على أنفُسِهم فی حالِ العُسْرِ. کذلِکَ وَصَفَهمُ اللَّهُ فقالَ: (وَ یُؤثِرُونَ عَلى أنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (23) فازُوا واللَّهِ و أفلَحُوا، إن رَأوا مُؤمِناً أکرمُوه، و إنْ رَأوا مُنافِقاً هَجَرُوه، إذا جَنَّهُمُ اللیلُ اتّخذوا أرضَ اللَّهِ فِراشاً و التُرابَ وِساداً و استَقبَلُوا بجِباهِهِمُ الأرضَ، یتَضرَّعُونَ إلى رَبِّهم فی فَکاکِ رِقابِهم مِن النارِ، فإذا أصبَحوا اختَلَطُوا بِالناسِ، لَم یُشَر إلیهم بالأصابعِ، تَنَکّبُوا الطُرقَ و اتّخذُوا الماءَ طِیباً و طَهُورَاً، أنفُسُهم مَتعوبَةً، و أبدانُهم مَکدُورَة (24) ، و الناسُ مِنهم فی الراحَةِ، فهُم عِندَ الناسِ شِرارُ الخَلْقِ و عِندَ اللَّهِ خِیارُ الخَلقِ، إنْ حَدَّثُوا لَم یُصَدّقُوا و إنْ خَطَبُوا لَم یُزوَّجُوا و إنْ شَهِدُوا لَم یُعرَفُوا و إنْ غابُوا لَم یُفقَدُوا، قُلوبُهم خائفةٌ وَجِلَةٌ مِن اللَّهِ، ألسِنَتُهم مَسجُونةٌ، و صُدُورُهُم وِعاءٌ لِسِرِّ اللَّهِ (سِرِّ اللَّهِ - خ ل) إنْ وَجَدُوا لَه أهلاً نَبَذوه إلیهِ نَبذاً (25) و إنْ لَم یَجِدُوا لَه أهلاً ألقَوا على ألسِنَتِهِم أقفالاً غَیَّبُوا مَفاتیحها، و جَعَلوا على أفواهِهِم أوکِیةً (26) ، صُلبٌ صِلابٌ أصلبُ من الجِبالِ، لا یُنحَتُ مِنهم شَی ءٌ، خُزّانُ العِلمِ و مَعدِنُ الحِلمِ و الحِکمِ، و تباع النبیّینَ و الصِدِّیقینَ و الشُهداءِ و الصالِحینَ. أکیاسٌ یَحسَبُهم المُنافِقُ خُرْساً و عُمْیاً و بُلهاً، و ما بالقَومِ مِن خَرَسٍ و لا عَمىً و لا بَلَه، إنّهم لأکیاسٌ فُصَحاءُ حُلَماءُ حُکَماءُ أتقیاءُ بَرَرةٌ صَفوةُ اللَّهِ، أسکَنَتْهُمُ الخَشیةُ للَّهِ، و أعیَتْهُم (27) ألسِنَتهُم خَوفاً مِنَ اللَّهِ و کِتماناً لِسِرِّه، فوا شَوقاهُ إلى مُجالَسَتِهم و مُحادَثَتِهم، یا کَرباهُ لِفَقدِهم، و یا کشفَ کَرباهُ لِمُجالَسَتِهم، اطلُبوهُم فإنْ وجَدتُموهَم و اقتَبَسْتُم من نورِهم اهتَدَیتُم و فُزتهم (فُزتُم - خ ل) بِهم فی الدُنیا و الآخِرةِ، هُم أعزُّ فی الناسِ من الکِبریتِ الأحمرِ. حِلیتُهم طُولُ السُکوتِ بکِتمانِ السِرّ و الصلاةِ و الزکاةِ و الحَجِّ و الصَومِ و المُواساةِ للإخوانِ فی حالِ الیُسرِ و العُسرِ، فذلکَ حِلیَتُهم و مَحَبَّتهُم، یا طُوبى لَهم و حُسنُ مآبٍ هُمُ ورّاث الفردَوسِ خالدِینَ فیها. (28)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
سوگند به کسى که جانم در دست قدرت اوست، که در گوشه و کنار زمین مؤمنانى زندگى مى کنند که همه دنیا در نظرشان معادل بال پشه اى نیست، و اگر دنیا با تمام چیزهایى که در آن است همچون طلاى سرخى بر گردن یکى از آنان آویخته شود، سپس از گردنش بر زمین بیفتد، براى او اهمیتى ندارد که چه چیزى از گردنش به زمین افتاد، چرا که دنیا در نظرشان پست و بى مقدار است. زندگیشان کم خرج و ساده است (و بدین جهت) خانه به دوش اند، شکمهایشان به خاطر روزه دارى به کمرشان چسبیده، لبهایشان از ذکر و تسبیح خداوند خشکیده، چشمانشان به خاطر گریه و زارى بسیار (به درگاه خداوند) کم سو شده و چهره هایشان از شب زنده دارى رنجور و زرد گشته است. و این صفات سیماى آنان است که خداوند در انجیل و تورات و قرآن و زبور و صحف اُولى به ایشان مثل زده است، آنان را چنین وصف نموده است: (علامت آنان بر اثر سجود در چهره هایشان است. این مثل ایشان است در تورات و انجیل) که مراد از آن رنگ و روى زرد آنان است که بر اثر شب زنده دارى پدید آمده است، آنان کسانى اند که در حال خوشى و گرفتارى به برادران (دینى)شان نیکى مى کنند. کسانى که در حال گرفتارى نیز ایثار مى کنند، خداوند آنان را اینچنین وصف نموده است: (هر چند در خودشان احتیاجى (مبرم) باشد، دیگران را بر خود مقدم مى دارند. و هر کس از خسّت نفسِ خود مصون ماند، همانان رستگارانند) به خدا سوگند که آنان پیروز و رستگارند، اگر مؤمنى را ببینند، گرامیش مى دارند و اگر منافقى را ببینند ترکش مى کنند، وقتى شب آنان را فرا گیرد زمین را بستر و خاک را بالش خود قرار مى دهند و پهلوهاى خود را بر خاک مى نهند، در آن تاریکى براى آزادى و رهایى از آتش، به درگاه پروردگارشان تضرع و زارى مى کنندو صبحگاهان بین مردم مى روند در حالى که انگشت نماى خلق نیستند. (از تواضع و فروتنى) از کناره راه مى گذرند (نه مغرورانه از وسط راه)، خود را با آب معطر و مطهر مى کنند، خویش را به زحمت مى اندازند (و بدین جهت) بدنهایشان لاغر و رنجور است ولى مردم از آنان در امان و راحت بسر مى برند، مردم آنان را بدترین انسانها مى پندارند در حالى که نزد خداوند بهترین مردمان هستند، اگر جایى سخن بگویند از آنان قبول نمى کنند و اگر به خواستگارى بروند، به ایشان همسر نمى دهند، اگر در جایى حاضر شوند، شناخته نمى شوند و اگر در جایى نباشند، نبودشان احساس نمى شود، قلبهایشان از عظمت خداوند ترسان و هراسان است، زبانهایشان در دهان زندانى و سینه هایشان صندوقچه اسرار الهى است، اگر کسى را بیابند که صلاحیت داشته باشد، سرّ خدا را براى او بیان مى کنند و اگر براى گفتن اسرار، کسى را نیابند بر زبانهایشان قفلهایى زده و کلیدهاى آن را پنهان ساخته و دهانشان را مُهر و موم مى کنند، سخت و محکم اند، استوارتر از کوه ها، چیزى در آنان اثر نمى گذارد، گنجینه هاى علم و معدن بردبارى و حکمت اند، پیروان پیامبران و راستگویان و شهدا و صالحان هستند. زیرکانى هستند که منافقان آنان را گنگ و کور و ابله مى پندارند، در حالى که ایشان گنگ و کور و ابله نیستند بلکه زیرکانى سخندان، بردبار، حکیم، پرهیزگار، نیکوکار و خالص براى خدا هستند. ترس از خداى آرامشان مى کند و زبانهایشان از ترس خدا و نگهدارى اسرار خسته است. آه، چقدر به همنشینى و گفتگوى با آنان شوق و اشتیاق دارم و چه سخت است نبودشان و چه شادى بخش است همنشینى شان، آنان را بجویید، و به دنبال چنین کسانى باشید و اگر آنان را یافتید و از نور معرفتشان استفاده کردید، در دنیا و آخرت هدایت و پیروز مى شوید، آنان از کیمیا در پیش مردم عزیزترند، زینت آنان «سکوت طولانى در نگهدارى اسرار است و نماز گزاردن و زکات دادن و حج رفتن و روزه گرفتن و برابر دانستن خود با برادران دینى در راحتى و سختى» است. اینها صفات پسندیده و محبت ایشان است، اى خوشا زندگیشان و فرجامى خوش برایشان، آنان وارثان فردوس اند و در آنجا جاویدان اند.
=============================================
21 . العمش فی العین: ضعف الرؤیة مع سیلان دمعها فی أکثر أوقاتها (مجمع البحرین: 4/ 143).
22 . سوره فتح: آیه 29.
23 . سوره حشر: آیه 9.
24 . الکدر : خلاف الصحو (مجمع البحرین: 3/ 471).
25 . النبذ: الطرح (مجمع البحرین 3/ 188 ).
26 . الوکاء : خیط یشد به السرّه و الکیس و القربة و نحوها (مجمع البحرین: 1/ 453).
27 . العَیّ: التحیّر فی الکلام (مجمع البحرین: 1/ 311).
28 . اُصول الستة عشر: 6.
نقل از کتاب سیمای خوشبختی در احادیث معصومین (علیهم السلام) - حمید رسائی - صفحه 128 الی 132
[25/2/1387- 7:0 ع] یا حسین(ع)
[15/2/1387- 5:6 ع] به یاد محرّم
[8/2/1387- 10:55 ع] موج وبلاگی « نامه ای از مسیح »
[30/1/1387- 9:55 ع] خواص شگفت انگیز صلوات
[16/1/1387- 12:41 ص] هارون مکّی از یاران امام جعفر صادق (علیه السلام)
[15/1/1387- 1:3 ص] نماز اولیاءالله و سجده های ایشان بر حضرت حق تعالی
[19/12/1386- 10:34 ع] ما کجا آنها کجا؟
[19/12/1386- 10:34 ع] ما کجا آنها کجا؟
[18/12/1386- 7:58 ص] شهادت امام رضا علیه السلام)
[16/12/1386- 9:43 ص] آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه
[13/12/1386- 11:0 ع] خدایا
[12/12/1386- 8:0 ع] چهل روز گذشت... و « شعر عاشورایی »
[6/12/1386- 8:25 ع] بشنوید... بسوزید...
[6/12/1386- 12:21 ص] احوال مؤمنان
[همه عناوین(70)][آرشیو شده ها]
بازدید دیروز: 12
کل بازدید :4968
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست
IQ . EQ . SQ [57]
عاشورا در نگاه مستشرقین و اندیشمندان [25]
گریه بر حسین علیه السلام چرا؟ [22]
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت [62]
♥ + عشق به امام حسین، عشق به همه خوبیها ♥ [151]
زندگانی فاطمه زهرا (س) - سید جعفر شهیدی [28]
بغض ابری [29]
دستورالعمل های عرفانی [55]
آیة الکرسی [271]
صلوات [41]
وبلاگ جلسه خادم الرضا علیه السلام [57]
اقیانوس زهرا (سلام الله علیها) [169]
میرویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم [38]
عاشق واقعی حضرت زهراء (س) [32]
[آرشیو(15)]
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
یعسوب
زورخانه بابا علی
کتابهای رایگان برای همه
« یا مهدی ادرکنی »
توکای شهر خاموش
عطش
نور
بسم رب الشهد و الصدیقین
وبلاگ حضرت امام حسین و علی اصغر (علیهم السلام)
شکسته بال
بحارالمعارف
یاس کبود
آقا سیّدجمال گلپایگانى ـ رحمه اللّه ـ به آقازاده ى خود مى فرمود: اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى کنم! پسر ایشان خیلى ناراحت مى شود و مى گوید: براى ترک مستحب چرا عاقّم مى کنى؟ ایشان مى فرماید: منظورم این است که تا مى توانى نماز شب را ترک نکنى. 



















