سفارش تبلیغ
صبا
دوستترا چندان دوست مدار مبادا که روزى دشمنت شود و دشمنت را چندان کینه مورز که بود روزى دوستت گردد . [نهج البلاغه]
زمستان 1386 - حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى کنم!

       

    آقا سیّدجمال گلپایگانى ـ رحمه اللّه  ـ به آقازاده ى خود مى فرمود: اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى کنم! پسر ایشان خیلى ناراحت مى شود و مى گوید: براى ترک مستحب چرا عاقّم مى کنى؟ ایشان مى فرماید: منظورم این است که تا مى توانى نماز شب را ترک نکنى. 
    براى ترک مستحّب فرزندش را عاقّ مى کند. در حقیقت با این کار آتیه ى فرزندش را تأمین مى کرده است، زیرا هر راهى جز آن، چه مال و چه زمین و ملک و چه گوسفند و دام و... فناپذیر است.

    مرحوم شیخ مرتضى(1) در مدرسه، شب ها بیدار مى شد، و شب هاى ماه رمضان چند ساعت مشغول خواندن قرآن مى شد و دورِ مدرسه راه مى رفت و با صداى خوش، قرآن و اشعار مثنوى و بابا طاهر را با گریه و زارى مى خواند، و روز که مى شد، گوشه اى مشغول تدریس مى شد. و هنگامى که درس نمى گفت، ساکت مى نشست به گونه اى که گویا آن شخص دیشبى نیست.
    آقا سیّدمحمّد باقرشفتى ـ رحمه اللّه  ـ که به دست خود حدود جارى مى کرد، شب ها مثل کسانى که عقل خود را از دست داده باشند، به گریه و زارى و حرکت هاى عجیب مشغول مى شد و روز که مى شد عبا و قبا مى پوشید، به گونه اى که گویا آن کسى که شب با آن حال تضرّع و زارى مى کرد، نیست.

    ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

    1. مقصود، مرحوم شیخ مرتضى طالقانى ـ رحمه اللّه  ـ (1274 ـ 1363)، مشهور و معروف در نجف است، که در مدرسه ى آقا سیّد محمّد کاظم یزدى ـ رحمه اللّه  ـ حجره داشته و تا آخر عمر ازدواج نکرد و حدود 90 سال عمر نمود.

    نقل از سایت اطلاع رسانی آیت الله بهجت(حفظه الله)



    مشتاق المهدی ::: یکشنبه 86/12/19::: ساعت 10:34 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى کنم!

       

    آقا سیّدجمال گلپایگانى ـ رحمه اللّه  ـ به آقازاده ى خود مى فرمود: اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى کنم! پسر ایشان خیلى ناراحت مى شود و مى گوید: براى ترک مستحب چرا عاقّم مى کنى؟ ایشان مى فرماید: منظورم این است که تا مى توانى نماز شب را ترک نکنى. 
    براى ترک مستحّب فرزندش را عاقّ مى کند. در حقیقت با این کار آتیه ى فرزندش را تأمین مى کرده است، زیرا هر راهى جز آن، چه مال و چه زمین و ملک و چه گوسفند و دام و... فناپذیر است.

    مرحوم شیخ مرتضى(1) در مدرسه، شب ها بیدار مى شد، و شب هاى ماه رمضان چند ساعت مشغول خواندن قرآن مى شد و دورِ مدرسه راه مى رفت و با صداى خوش، قرآن و اشعار مثنوى و بابا طاهر را با گریه و زارى مى خواند، و روز که مى شد، گوشه اى مشغول تدریس مى شد. و هنگامى که درس نمى گفت، ساکت مى نشست به گونه اى که گویا آن شخص دیشبى نیست.
    آقا سیّدمحمّد باقرشفتى ـ رحمه اللّه  ـ که به دست خود حدود جارى مى کرد، شب ها مثل کسانى که عقل خود را از دست داده باشند، به گریه و زارى و حرکت هاى عجیب مشغول مى شد و روز که مى شد عبا و قبا مى پوشید، به گونه اى که گویا آن کسى که شب با آن حال تضرّع و زارى مى کرد، نیست.

    ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

    1. مقصود، مرحوم شیخ مرتضى طالقانى ـ رحمه اللّه  ـ (1274 ـ 1363)، مشهور و معروف در نجف است، که در مدرسه ى آقا سیّد محمّد کاظم یزدى ـ رحمه اللّه  ـ حجره داشته و تا آخر عمر ازدواج نکرد و حدود 90 سال عمر نمود.

    نقل از سایت اطلاع رسانی آیت الله بهجت(حفظه الله)



    مشتاق المهدی ::: یکشنبه 86/12/19::: ساعت 10:34 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    شهادت امام علی ابن موسی الرضا را به پیشگاه امام زمان حضرت حجت ابن الحسن العسکری بقیة الله الاعظم و شیعیان و محبان خاندان رسالت تسلیت عرض می نمایم.

    امام رضا علیه‌السلام: (نقل از سایت روزهای عاشقی)
    أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصداً یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمناً یعبدک لایشرک بک شیئاً ولاتجعل لأحد من خلقک على ولیّک سلطاناً وائذن له فى جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنى من أنصاره إنّک على کلّ شىء قدیر. 
    خداوندا! [امور] بنده و جانشین ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردى؛
    او را با فرشتگانت دربر گیر و با روح القدس از جانب خودت یارى کن؛
    در پشت سر و پیش روى نگهبانانى قرار ده که او را از بدى درامان دارند؛
    بیم و نگرانى او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسى را براى تو شریک نگیرد؛
    هیچیک از آفریدگانت را بر ولىّ ات مسلط مساز؛
    اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده؛
    چرا که تو بر همه چیز توانایى.



    مشتاق المهدی ::: شنبه 86/12/18::: ساعت 7:58 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    ضریح شاه کَرَم 

    =================

    رحلت جانسوز نبی اکرم پیامبر رحمت و مهربانی محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام و همچنین امام رضا علیه السلام بر تمامی مسلمین و مسلمات و مومنین و مومنات جهان تسلیت باد.

     

    حسن بُعد دیگر منشور فاطمه است.
    حسن شیر صبر از جان مادر نوش کرده است.
    حسن بلوغ بردبارى فاطمه است. پاره‏هاى سرخ جگر فاطمه است که بر طشت مى‏ریزد.
    حسن در تداوم سکوت على و مظلومیت فاطمه است که صبر مى‏کند.
    حسن از مادر آموخته است که جز به مصلحت اسلام نیندیشد.
    حسن از مادر آموخته است که چگونه تخم انقلاب بنشاند.
    حسن «استعد لسفرک‏» را از دستهاى مادر به ارمغان گرفته است.
    حسن خروش در مقابل پسران طلقا را طنین از فریاد مادر گرفته است.
    حسن از مادر آموخته است که حتى در دعا و استغفار هم «الجار ثم‏الدار» را در نظر داشته باشد.
     حسن به استدلال «امامتنا امانا من الفرقه‏» فاطمه است که امام است و براى «نظاما للمله‏» است که طاعت مى‏طلبد.

    سید مهدی شجاعی

     

    آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه

    حرم برای تو شه کرم می سازه

    آخر برات یه گند طلا می سازیم

    شبیه گنبد امام رضا می سازیم

    سر مزارت ضریح طلا می سازیم

    مثل ضریح شش گوشه بهش می نازیم

    سقا خونه بنا کنیم با شور واحساس

    سر قبر ام البنین بیاد عباس

    دخیل می بندیم و می گیم بر تو اسیریم

    حسن حسن می گیم واز عشقت می میریم

    به کوری عایشه و دشمن حیدر

    بقیع تو آباد می شه گل پیمبر

    آقا می یاد و می گیره طقاس زهرا 

    بقیع تو آباد می شه به جان مولا

    (((((((((((((((())))))))))))))))

    وای ز سوز جگر مجتبی                 وفات پیغمبر و قتل رضا



    مشتاق المهدی ::: پنج شنبه 86/12/16::: ساعت 9:43 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا

     

    خدایا در لحظه های سخت و گره های کور به تو متوجه می شدم و می گفتم خدایا اگر چنین شود چنان می کنم... عوض می شوم... دگرگونه می شوم... من نه آن می شوم که اکنون هستم! و ... ولی وقتی مشکل رفع می شد، آنگاه که خرم از پل می گذشت تو را فراموش می کردم یا غفلت و کوتاهی می کردم یا عهد خود را از یاد می بردم.

    اکنون هم کم و بیش چنینم. چکنم؟! دستم گیرم که دستگیر تویی و من ضعیف و ذلیل و مسکین و مستکینم در پیشگاه تو ای بی نهایت و ای اله لایزال من.

    OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO

    دوای قلبهای شکسته:

     خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا 

    قیمت : بسیار ارزان

    ارزش : بسیار بالا

    محل عرضه: همه جا

     ®®®®®®®

    چند نکته از بیانات حضرت آیت الله بهجت(حفظه الله تعالی):
     کار به جایى رسیده که در ابتلائات هم حال دعا کردن نداریم.
    =================

    توبه نمى کنیم چون خود را بد نمى دانیم!

    حوادثى که اتفاق مى افتد، نتیجه ى کارهاى ماست که بر سر ما مى آید: «وَ مَآ أَصَـبَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» (1) هر مصیبتى به شما مى رسد، به واسطه ى اعمال شما است. 
    آیا نباید به فکر باشیم و از گناهان گذشته که باعث این همه بلاها و مصیبت ها شده است، توبه کنیم؟ ولى ما توبه نمى کنیم، چون کارهاى خود را بد نمى دانیم، و به خود و کارهاى خود خوش بین هستیم!

     آیا در این حوادث و گرفتارى ها که از هزار سال پیش به ما خبر داده اند، نباید شرح صدر پیدا کنیم و همان طور که دستور داده اند باشیم؟! که فرموده اند: «تَمسَّکُوا بِالاْءَمْرِ الاْءَوَّلِ.»(2) به دستور اول تمسّک بجویید [و عمل کنید.] یعنى این که به یقینیات اعتقاد داشته باشیم و به واضحات و ضروریات دینى عمل کنیم، و در موارد شک و تردید احتیاط نماییم. و نیز در مثل این زمانه که اهل ایمان به بلاهاى فراوان مبتلا هستند، چنان که دستور داده اند، دعاى فرج را زیاد بخوانیم.

    1. سوره ى شورى، آیه ى 30.
    2. بحارالانوار، ج 52، ص 133؛ الغیبة نعمانى، ص 159.

     

    یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهور الحجّة

                                                                                                                       ای صاحب نظر، نظر یادت نره!



    مشتاق المهدی ::: دوشنبه 86/12/13::: ساعت 11:0 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    چهل روز گذشت...

    چهل روز گذشت ولی « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا »
    ای حسین
    همیشه در دلهای ما جا داری
    آتش عشقت شعله ای هم در دل کوچک ما دارد... که آتش می زند بر هستی ما... حسین حرارت عشق در تو در قلبهای ما به ما آرامش می دهد. در اربعین تو به یادت می نشینیم.
    حسین تو راه تکامل را به ما یاد دادی و صراط مستقیم را رهنمون شدی.
    حسین ما را تربیت الهی کن. ما حیرانیم و می خواهیم تحت لوای تو به رشد و تکامل و تربیت الهی برسیم.
    اربعین حسینی را به همه هواداران کویش و همه عشاق سوخته اش تسلیت عرض می نمایم.
    از خدا می خواهیم که به حق حسین(علیه السلام) ما را اصلاح کند که اصلاح نفس موهبتی است عظیم. در سایه تربیت نفس است که گرمی اشک ریختن بر حسین را هم در صورت ظاهر خود و هم در باطن خود می توانیم حس کنیم.
    این مصیبت جانسوز را به حضرت بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء تسلیت عرض می کنم. آقا تسلیت ما را پذیرا باشید.

    یا سید الشهدا(ع)

    در ادامه مطلبی در مورد شعر عنایتی سروده شده بمناسبت واقعه عاشورای حسینی توسط استاد مجاهدی (پروانه) از دوستان شیخ جعفر آقای

    مجتهدی همراه با داستان آن تقدیم می دارم: (تقاضا دارم تا آخر بخوانید و با دقت هم مطالعه فرمایید این چهل بیتی را.)
    التمااااااااااااااااااااااااااااااااس دعا.

     

    داستان و شعر عاشورایی

    عنوان: عرض ارادت شما را پذیرفته‌اند!

    جناب مجاهدی می فرمودند :
    سال هاست این توفیق را دارم که در روز تاسوعا و یا عاشورا به سبک عمان سامانی مرثیه سرایی کنم و ارادت دیر پای خود را نسبت به سالار شهیدان و سایر شهدای کربلا ابراز دارم. تاسوعای آن سال نیز پس از شرکت در مراسم عزاداری و مراجعت به خانه، مرثیه منظومی را در قالب مثنوی تقدیم مولی الکونین، ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) کردم و ساعت‌ها با قرائت همان مرثیه در خلوت خود به عزاداری سرگرم شدم.

    چند روزی که گذشت یکی از دوستان صمیمی به دیدن من آمد و گفت:       ادامه مطلب...

    مشتاق المهدی ::: یکشنبه 86/12/12::: ساعت 8:0 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    بشنوید... بسوزید...  نوحه  " تنهاترین چشم گریان "

    مداح : حاج محمود کریمی

      کلیک کنید: دانلود این نوحه سوزناک باصدای حاج محمود کریمی

          دلخون تر از ابر و طوفان/ غمگین تر از باد و باران/ مانده به راه برادر/ تنهاترین چشم گریان 

          من زینبم ، زینبم من ...
          یادم نرفته نباید/ دل از من و نیزه ها برد/ افتاد در پیش طفلت/ سنگی که کنج لبت خورد 

          آه ای سفرکرده بازآ / بازآ و بنگر دوباره/ این مرگ تدریجی من/ جان دادن بی شماره 

          یادم نرفته که عباس/ در اضطرابم نیامد/ من ماندم و ناقه غم/ اما رکابم نیامد

     دانلود این نوحه سوزناک باصدای حاج محمود کریمی

    منبع



    مشتاق المهدی ::: دوشنبه 86/12/6::: ساعت 8:25 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    الإمام الصادق(ع):

    و الذی نَفسِی بِیَدِه، إنّ فی الأرضِ فی أطرافِها مُؤمنینَ، ما قَدرُ الدُنیا کُلُّها عِندَهم تَعدِلُ جَناحَ بَعوضَةٍ، و لَو أنّ الدُنیا بجَمیعِ ما فِیها و عَلیها ذَهبةٌ حَمراءُ على عُنُقِ أحَدِهم ثمّ سَقَطَ مِن عُنقة ما شَعَر بها أیَّ شی ءٍ کانَ على عُنُقِه، و لا أیَّ شَی ءٍ سَقَطَ مِنه لِهَوانِها عَلیهم. فهُمُ الحَفِیُّ (الخَفِیُّ خ ل) عَیشُهم، المَنتقِلَةُ دِیارُهُم مِن أرضٍ إلى أرضٍ، لخمیصةُ بُطونُهم مِن الصیامِ، الذَبِلَةُ شِفاهُهُم من التَسبِیحِ، العمشُ (21) العیونِ مِن البُکاءِ، الصُفْرُ الوُجوهِ من السَهرِ، فذلک سِیماهُم مَثَلاً ضَرَبَه اللَّهُ مَثَلاً فی الإنجیلِ لَهم و فی التَوراةِ و الفُرقانِ و الزَبورِ و الصُحُفِ الاُولى ، وصَفَهم فقال: (سِیماهُم فِی وُجُوهِهِم مِنْ أثَرِ السُجُودِ ذلِک مَثَلُهُم فی التّوراةِ وَ مَثَلُهُم فی الإنْجِیلِ) (22) عنى بذلکَ صُفرةَ وُجوهِهم مِن سَهَرِ اللیلِ، هُمُ البَرَرةُ بالإخوانِ فی حالِ الیُسرِ و العُسْرِ، المُؤثِرونَ على أنفُسِهم فی حالِ العُسْرِ. کذلِکَ وَصَفَهمُ اللَّهُ فقالَ: (وَ یُؤثِرُونَ عَلى أنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (23) فازُوا واللَّهِ و أفلَحُوا، إن رَأوا مُؤمِناً أکرمُوه، و إنْ رَأوا مُنافِقاً هَجَرُوه، إذا جَنَّهُمُ اللیلُ اتّخذوا أرضَ اللَّهِ فِراشاً و التُرابَ وِساداً و استَقبَلُوا بجِباهِهِمُ الأرضَ، یتَضرَّعُونَ إلى رَبِّهم فی فَکاکِ رِقابِهم مِن النارِ، فإذا أصبَحوا اختَلَطُوا بِالناسِ، لَم یُشَر إلیهم بالأصابعِ، تَنَکّبُوا الطُرقَ و اتّخذُوا الماءَ طِیباً و طَهُورَاً، أنفُسُهم مَتعوبَةً، و أبدانُهم مَکدُورَة (24) ، و الناسُ مِنهم فی الراحَةِ، فهُم عِندَ الناسِ شِرارُ الخَلْقِ و عِندَ اللَّهِ خِیارُ الخَلقِ، إنْ حَدَّثُوا لَم یُصَدّقُوا و إنْ خَطَبُوا لَم یُزوَّجُوا و إنْ شَهِدُوا لَم یُعرَفُوا و إنْ غابُوا لَم یُفقَدُوا، قُلوبُهم خائفةٌ وَجِلَةٌ مِن اللَّهِ، ألسِنَتُهم مَسجُونةٌ، و صُدُورُهُم وِعاءٌ لِسِرِّ اللَّهِ (سِرِّ اللَّهِ - خ ل) إنْ وَجَدُوا لَه أهلاً نَبَذوه إلیهِ نَبذاً (25) و إنْ لَم یَجِدُوا لَه أهلاً ألقَوا على ألسِنَتِهِم أقفالاً غَیَّبُوا مَفاتیحها، و جَعَلوا على أفواهِهِم أوکِیةً (26) ، صُلبٌ صِلابٌ أصلبُ من الجِبالِ، لا یُنحَتُ مِنهم شَی ءٌ، خُزّانُ العِلمِ و مَعدِنُ الحِلمِ و الحِکمِ، و تباع النبیّینَ و الصِدِّیقینَ و الشُهداءِ و الصالِحینَ. أکیاسٌ یَحسَبُهم المُنافِقُ خُرْساً و عُمْیاً و بُلهاً، و ما بالقَومِ مِن خَرَسٍ و لا عَمىً و لا بَلَه، إنّهم لأکیاسٌ فُصَحاءُ حُلَماءُ حُکَماءُ أتقیاءُ بَرَرةٌ صَفوةُ اللَّهِ، أسکَنَتْهُمُ الخَشیةُ للَّهِ، و أعیَتْهُم (27) ألسِنَتهُم خَوفاً مِنَ اللَّهِ و کِتماناً لِسِرِّه، فوا شَوقاهُ إلى مُجالَسَتِهم و مُحادَثَتِهم، یا کَرباهُ لِفَقدِهم، و یا کشفَ کَرباهُ لِمُجالَسَتِهم، اطلُبوهُم فإنْ وجَدتُموهَم و اقتَبَسْتُم من نورِهم اهتَدَیتُم و فُزتهم (فُزتُم - خ ل) بِهم فی الدُنیا و الآخِرةِ، هُم أعزُّ فی الناسِ من الکِبریتِ الأحمرِ. حِلیتُهم طُولُ السُکوتِ بکِتمانِ السِرّ و الصلاةِ و الزکاةِ و الحَجِّ و الصَومِ و المُواساةِ للإخوانِ فی حالِ الیُسرِ و العُسرِ، فذلکَ حِلیَتُهم و مَحَبَّتهُم، یا طُوبى لَهم و حُسنُ مآبٍ هُمُ ورّاث الفردَوسِ خالدِینَ فیها. (28)

     

    امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

    سوگند به کسى که جانم در دست قدرت اوست، که در گوشه و کنار زمین مؤمنانى زندگى مى کنند که همه دنیا در نظرشان معادل بال پشه اى نیست، و اگر دنیا با تمام چیزهایى که در آن است همچون طلاى سرخى بر گردن یکى از آنان آویخته شود، سپس از گردنش بر زمین بیفتد، براى او اهمیتى ندارد که چه چیزى از گردنش به زمین افتاد، چرا که دنیا در نظرشان پست و بى مقدار است. زندگیشان کم خرج و ساده است (و بدین جهت) خانه به دوش اند، شکمهایشان به خاطر روزه دارى به کمرشان چسبیده، لبهایشان از ذکر و تسبیح خداوند خشکیده، چشمانشان به خاطر گریه و زارى بسیار (به درگاه خداوند) کم سو شده و چهره هایشان از شب زنده دارى رنجور و زرد گشته است. و این صفات سیماى آنان است که خداوند در انجیل و تورات و قرآن و زبور و صحف اُولى به ایشان مثل زده است، آنان را چنین وصف نموده است: (علامت آنان بر اثر سجود در چهره هایشان است. این مثل ایشان است در تورات و انجیل) که مراد از آن رنگ و روى زرد آنان است که بر اثر شب زنده دارى پدید آمده است، آنان کسانى اند که در حال خوشى و گرفتارى به برادران (دینى)شان نیکى مى کنند. کسانى که در حال گرفتارى نیز ایثار مى کنند، خداوند آنان را اینچنین وصف نموده است: (هر چند در خودشان احتیاجى (مبرم) باشد، دیگران را بر خود مقدم مى دارند. و هر کس از خسّت نفسِ خود مصون ماند، همانان رستگارانند) به خدا سوگند که آنان پیروز و رستگارند، اگر مؤمنى را ببینند، گرامیش مى دارند و اگر منافقى را ببینند ترکش مى کنند، وقتى شب آنان را فرا گیرد زمین را بستر و خاک را بالش خود قرار مى دهند و پهلوهاى خود را بر خاک مى نهند، در آن تاریکى براى آزادى و رهایى از آتش، به درگاه پروردگارشان تضرع و زارى مى کنندو صبحگاهان بین مردم مى روند در حالى که انگشت نماى خلق نیستند. (از تواضع و فروتنى) از کناره راه مى گذرند (نه مغرورانه از وسط راه)، خود را با آب معطر و مطهر مى کنند، خویش را به زحمت مى اندازند (و بدین جهت) بدنهایشان لاغر و رنجور است ولى مردم از آنان در امان و راحت بسر مى برند، مردم آنان را بدترین انسانها مى پندارند در حالى که نزد خداوند بهترین مردمان هستند، اگر جایى سخن بگویند از آنان قبول نمى کنند و اگر به خواستگارى بروند، به ایشان همسر نمى دهند، اگر در جایى حاضر شوند، شناخته نمى شوند و اگر در جایى نباشند، نبودشان احساس نمى شود، قلبهایشان از عظمت خداوند ترسان و هراسان است، زبانهایشان در دهان زندانى و سینه هایشان صندوقچه اسرار الهى است، اگر کسى را بیابند که صلاحیت داشته باشد، سرّ خدا را براى او بیان مى کنند و اگر براى گفتن اسرار، کسى را نیابند بر زبانهایشان قفلهایى زده و کلیدهاى آن را پنهان ساخته و دهانشان را مُهر و موم مى کنند، سخت و محکم اند، استوارتر از کوه ها، چیزى در آنان اثر نمى گذارد، گنجینه هاى علم و معدن بردبارى و حکمت اند، پیروان پیامبران و راستگویان و شهدا و صالحان هستند. زیرکانى هستند که منافقان آنان را گنگ و کور و ابله مى پندارند، در حالى که ایشان گنگ و کور و ابله نیستند بلکه زیرکانى سخندان، بردبار، حکیم، پرهیزگار، نیکوکار و خالص براى خدا هستند. ترس از خداى آرامشان مى کند و زبانهایشان از ترس خدا و نگهدارى اسرار خسته است. آه، چقدر به همنشینى و گفتگوى با آنان شوق و اشتیاق دارم و چه سخت است نبودشان و چه شادى بخش است همنشینى شان، آنان را بجویید، و به دنبال چنین کسانى باشید و اگر آنان را یافتید و از نور معرفتشان استفاده کردید، در دنیا و آخرت هدایت و پیروز مى شوید، آنان از کیمیا در پیش مردم عزیزترند، زینت آنان «سکوت طولانى در نگهدارى اسرار است و نماز گزاردن و زکات دادن و حج رفتن و روزه گرفتن و برابر دانستن خود با برادران دینى در راحتى و سختى» است. اینها صفات پسندیده و محبت ایشان است، اى خوشا زندگیشان و فرجامى خوش برایشان، آنان وارثان فردوس اند و در آنجا جاویدان اند.

    =============================================

    21 . العمش فی العین: ضعف الرؤیة مع سیلان دمعها فی أکثر أوقاتها (مجمع البحرین: 4/ 143).

    22 . سوره فتح: آیه 29.

    23 . سوره حشر: آیه 9.

    24 . الکدر : خلاف الصحو (مجمع البحرین: 3/ 471).

    25 . النبذ: الطرح (مجمع البحرین 3/ 188 ).

    26 . الوکاء : خیط یشد به السرّه و الکیس و القربة و نحوها (مجمع البحرین: 1/ 453).

    27 . العَیّ: التحیّر فی الکلام (مجمع البحرین: 1/ 311).

    28 . اُصول الستة عشر: 6.

    نقل از کتاب سیمای خوشبختی در احادیث معصومین (علیهم السلام) - حمید رسائی - صفحه 128 الی 132



    مشتاق المهدی ::: دوشنبه 86/12/6::: ساعت 12:21 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    بمناسبت اربعین حسینی

    "باز باران باترانه
    می خورد بر بام خانه"

    یادم آید کربلا را دشت پر شور ونوا را
    گردش یک ظهر غمگین گرم و خونین
    لرزش طفلا ن نالان زیر تیغ و نیزه ها را
    باز باران با صدای گریه های کودکانه
    از فراز گونه های زرد وعطشان با گهرهای فراوان
    می چکد از چشم طفلان پریشان
    پشت نخلستان نشسته
    رود پر پیچ وخمی در حسرت لبهای ساقی
    چشم در چشمان هم آرام وسنگین
    می چکد آهسته از چشمان سقا برلب این رود پیچان باز باران
    باز باران با ترانه آید از چشمان مردی خسته جان
    هیهات بر لب از عطش در تاب و در تب
    نرم نرمک می چکد این قطر ه ها روی لب شش ماهه طفلی رو به پایان
    مرد محزون دست پر خون
    می فشاند از گلوی نازک شش ماهه بر لب های خشک آسمان
    باچشم گریان باز باران
    باز باران قطره قطره
    می چکد از چوب محمل خاکهای چادر زینب به آرامی شود گل
    می رود این کاروان منزل به منزل
    می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران
    آری آری باز سنگ و باز باران
    آری آری تا نگیرد شعله ها دردل زبانه
    تانگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
    تانبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
    بر فراز خیمه
    برگونه ها
    بر مشک ساقی
    کاش می بارید باران ....



    مشتاق المهدی ::: پنج شنبه 86/12/2::: ساعت 1:42 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    متن کامل دعای رَضیتُ بِاللّهِ رَبّا...

    دعایى براى ثابت نگه داشتن ایمان   
    محمد بن سلیمان دیلمى گوید پرسیدم از حضرت صادق علیه السلام و عرض کردم : فدایت شوم شیعیان شما گویند ایمان بر دو قسم است مستقر و مستودع . مرا چیزى بیاموز که چون بگویم ایمانم کامل و غیر قابل زوال گردد. فرمودند: بعد از هر نماز واجب این طور بگو:
    رَضیتُ بِاللّهِ رَبّا وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وآلِهِ نَبِیّا وَبِالاِسْلامِ دینا وَبِالْقُرآنِ کِتابا وَبِالْکَعْبَةِ قِبْلَةً وَبِعَلِی وَلِیّا وَاِماما وَبِالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسى بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَالْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ اَئِمَّةً اَللّهُمَّ اِنّى رَضیتُ بِهِمْ اَئِمَّةً فَارْضَنى لَهُمْ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ           

    منبع دعا: کتابهای گنجهای معنوی

     

    در پایان اگر نظر نداشتید یک صلوات توی قسمت کامنت بگذارید...! با تشکر... یا علی

    در پایان اگر نظر نداشتید یک صلوات توی قسمت کامنت بگذارید...! با تشکر... یا علی

    در پایان اگر نظر نداشتید یک صلوات توی قسمت کامنت بگذارید...! با تشکر... یا علی



    مشتاق المهدی ::: چهارشنبه 86/12/1::: ساعت 10:34 عصر
    نظرات دیگران: نظر

       1   2      >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 47
    بازدید دیروز: 77
    کل بازدید :291104

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<
    زمستان 1386 - حسین جان  (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
    مشتاق المهدی
    این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>فهرست موضوعی یادداشت ها<<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    زمستان 1386 - حسین جان  (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)

    >>لینک دوستان<<

    >>لوگوی دوستان<<

    >>موسیقی وبلاگ<<

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<